نوع مقاله : پژوهشی
چکیده تصویری
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسنده English
In Islam, the fundamental principle is the freedom and dignity of human beings, and captivity is viewed as an imposed and incidental condition on society. Even in situations where social restrictions are applied, such limitations, particularly the capture of prisoners, are solely intended to serve social interests, and not as an act of oppression, but rather as a preventive measure. Islam considers war as a necessity and a last resort, and the philosophy of jihad in Islam aligns with the philosophy of justifiable defense in the United Nations Charter, clearly demonstrating the historical precedence of Islamic humanitarian law over international humanitarian law. The pragmatic approach of Islam, as reflected in the Quranic verses regarding prisoners of war, affirms that humanitarian principles, especially the rights of prisoners of war, have been central to the actions of this religion and its followers in the wars they have faced. The main research question of this study is whether the teachings of Islam regarding war and the rights of prisoners of war are consistent in theory and practice, or whether they conflict. By examining the Quranic verses and narrations (theoretical aspect), as well as the approach of the Prophet Muhammad (PBUH), the Imams (A), and the Islamic armies in warfare (practical aspect), it becomes clear that there is unity in both theory and practice. The research method is descriptive-analytical with a historical approach.
کلیدواژهها English
در خصوص موضوع اسیر، نظام حقوق اسلامی دارای یک سابقۀ تاریخی درخشان است؛ به این معنا که اسلام در زمانی که هیچ قواعد و مقررات حقوقی دربارۀ مراعات حقوق اسیران وجود نداشت، قواعد بشردوستانهای را الزامی دانسته و دربارۀ آنها هیچ زمان جنبههای انسانی و اخلاقی را نادیده نگرفته است. باید اذعان کرد که اسلام دینی پیشرو در میان ادیان است که برای نخستینبار اوضاع و احوال جنگ را نظاممند نمود، برای آن به وضع قوانین و مقررات بشردوستانه پرداخت و در همین زمینه برای اسرای جنگی حقوق و مزایایی قائل شد. در حقوق اسلامی، همواره بر این اصل تأکید شده که جنگها، نظامها را رودرروی یکدیگر قرارمیدهد، نه مردم را؛ بنابراین تاآنجاکه ضروریات نظامی ممکن میسازد، افراد باید از تعرض مصون باشند. ادیان الهی همواره بر مراعات حقوق الهی و انسانی در جریان مخاصمات مسلحانه تأکید داشته است. کرامت، شخصیت، حیثیت و منزلت انسان در اسلام، نیک مورد توجه قرار گرفته و حمایت همهجانبه از انسان در زمان صلح و جنگ همواره مطمحنظر بوده است (پروین، زرشگی، 1399، ص24).
ازآنجاکه دین اسلام همۀ ابعاد وجودی انسان و حیات اجتماعی وی را دربرگرفته و به تبیین سازوکار مطلوب و حیات حکیمانه و سعادتمندانۀ وی پرداخته است، تأکیدات وافری بر پیشگیری بهجای علاج و درمان دارد؛ لذا نسبت به رخداد جنگ نیز بههیچعنوان بیموضع و بیتفاوت نیست و برای کاهش ضایعات و خسارات این پدیدۀ نامطلوب اما موجود و واقعی، قوانین و مقرراتی را وضع کرده است. برخلاف برخی از ادیان که اساساً جنگ را خارج از حوزۀ اختیارات و تأملات خود قرار میدهد و از ورود در حوزۀ مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اجتناب میکند، اسلام با جهانبینی حکیمانۀ خود، ابعاد حیات انسانی را معطل و مغفول وانمینهد. لذا مهمترین هدفی که در این بین، ضرورت پرداختن به این مسئلۀ مهم (جنگ و جهاد و حقوق اسیران جنگی) را توجیه میکند، تبیین و واکاوی زمینههای حقوق بشردوستانه در فقه اسلامی و رویارویی با چالشهای موجود در این زمینه و بررسی آنهاست.
با عنایت به اینکه پژوهش حاضر، در زمینۀ علوم انسانی و بهویژه حقوق است، جمعآوری اطلاعات نیز به روش کتابخانهای و با بهرهگیری از مواد متنوع کتابخانهای اعم از کتب و نشریات الکترونیکی و چاپی صورت پذیرفته و در مباحث مربوط به حقوق اسلامی، از منطق و روش استنباط و اجتهادِ پذیرفتهشده بهره گرفته و تجزیه و تحلیل اطلاعات فقهی و حقوقی را با عنایت به منطق استنباط فقهیحقوقی انجام داده است. در راستای معرفی پیشینۀ پژوهش، به برخی از منابع مرتبط با موضوع اشاره میکنیم.
1-1. پیشنیۀ پژوهش
کتاب آثار الحرب فی الفقه الاسلامی نوشتۀ وهبه زحیلی یکی از منابع نگاشتۀ فقهای اهل تسنن است که در آن، مباحثی پراکنده دربارۀ مسائل مربوط به حقوق جنگ در اسلام بیان شده است. ویژگی بارز این کتاب مطالعۀ تطبیقی و مقایسهای موضوعات فقهالجهاد و حقوق بینالمللی اسلامی از منظر مذاهب چهارگانۀ اهل تسنن و شیعیان است. نویسنده در این کتاب با ذکر مصادیق تاریخی، به بررسی اثرگذاری مستقیم جنگ بر فرهنگ و فقه اسلامی پرداخته است. پژوهش مذکور هرچند به تحلیل تأثیر مخاصمه بر افراد، اموال و روابط سیاسی از دو منظر فقهی و تاریخی پرداخته است، همانند دیگر آثار این موضوع، پژوهش مستقلی در خصوص حقوق جنگ و اسیران جنگی در اسلام بهشمار نمیآید.
کتاب سلوک بینالمللی دولت اسلامی اثری از حقوقدان شهیر مکتب حنفی محمّد حمیداللّه است. اثر مزبور پژوهشی دربارۀ حقوق بینالمللی اسلامی، جایگاه آن در فقه و روابط مسلمانان با جهان خارج است و شامل مباحثی چون صلح، بیطرفی و روابط خصمانه میشود. حمیداللّه در مباحث مربوط به روابط متخاصمانه، به طرح موضوعاتی در زمینۀ حقوق جنگ و جهاد از منظر دو مکتب شافعی و حنفی میپردازد. با وجود اینکه این پژوهش دربردارندۀ مباحث بسیاری از حقوق بشردوستانه است، نمیتوان آن را بهعنوان یک منبع مستقل در خصوص حقوق اسیران جنگی از منظر دین اسلام و فقهای مسلمان در نظر گرفت.
در مباحث مرتبط با فقه سیاسی شیعه، کتبی با نام «فقه سیاسی» وجود دارد که قسمتهایی از آن در خصوص روابط بینالملل مسلمانان و همچنین تحلیل جهاد از منظر فقه شیعی است. از جملۀ آثار اینچنینی میتوان به جلدهای 5 و 6 فقه سیاسی نوشتۀ عباسعلی عمید زنجانی اشاره کرد که به مبحث فقه سیاسی پرداخته و با عناوین «حقوق و قواعد مخاصمات در حوزۀ جهاد اسلامی و حقوق بینالملل اسلام» و «اصول و مقررات حاکم بر جهاد»، به موضوعات و مسائل حقوقی جنگ در پرتو یک مطالعۀ تطبیقی با حقوق بشردوستانۀ بینالملل پرداخته است. البته بسیاری از بخشهای این دو جلد به تحلیل احکام حکومتی و ماهیت جهاد اسلامی پرداخته است که ارتباط موضوعی چندانی با مبحث حقوق اسیران جنگی در اسلام ندارد.
علاوهبر پژوهشهای فوقالذکر، منابع دیگری نیز از جمله مقالۀ «تحلیل حقوق اسیران جنگی از منظر اسلام و فقهای مسلمان» تألیف خیراللّه پروین و محمد زرشگی در فصلنامۀ مطالعات دفاع مقدس به رشتۀ تحریر درآمده است. وجه تمایز این اثر با مقالۀ حاضر آن است که مقالۀ فعلی عموماً با تکیه بر قرآن کریم به مبحث حقوق اسیران جنگی پرداخته، اما مقالۀ یادشده عموماً نظریات فقهای مسلمان در زمینۀ حقوق اسیران جنگی را تحلیل کرده است. همچنین وجه تمایز مهمی بین مقالۀ «حقوق اسیران جنگی در پرتو آموزههای اسلامی با تطبیق بر کنوانسیون سوم ژنو» تألیف احمد حبیبنژاد در همایش اسلام و حقوق بینالملل بشردوستانه و مقالۀ حاضر وجود دارد که جنبۀ غالب تطبیقی این اثر و مطالعۀ مقایسهای بین نظام حقوق بینالملل بشردوستانه و نظام حقوقی اسلام در زمینۀ حقوق اسیران جنگی است؛ این درحالی است که در مقالۀ فعلی نگاه تطبیقی وجود ندارد.
در مباحث پیشِرو به واکاوی ماهیت دفاعی یا ابتدایی جهاد در اسلام، وجوه افتراق جهاد ابتدایی و دفاعی از منظر فقهای مسلمان و اهداف مشروع جنگ و جهاد از منظر قرآن کریم میپردازیم.
شریعت مقدس اسلام، جنگ را بهعنوان یک ضرورت و آخرین راهِ چاره پذیرفته و مفهوم جواز جنگ از دیدگاه اسلام چیزی جز همان دفاع مشروعی که در منشور ملل متحد بر آن تأکید شده، نیست. با اینکه در این منشور، توسل به جنگ برای حل اختلافات بینالمللی تحریم گشته، دفاع حق طبیعی همۀ افراد و همۀ جوامع بهشمار رفته است. پرواضح است که در چنین شریعتی، مهمترین شیوۀ حل اختلاف، چه در امور داخلی و چه بینالمللی، توسل به راههای مسالمتآمیزی مانند مذاکره و بحث آزاد، حکمیّت و داوری و وساطت و سازش خواهد بود و عملاً نیز شواهد فراوانی در تاریخ اسلام وجود دارد که گواه این سخن است؛ مانند منشور مدینه که در آغاز هجرت و ورود پیامبر9 به این شهر تدوین شد و نیز انعقاد پیمان دفاعی یا بیطرفی با قبایل و صلح حدیبیه و مذاکره با مسیحیان نجران و حکمیّت و داوری علیA با معاویه در جنگ صفین (ابراهیمی، 1391، ج2، صص10-11).
در بین فقهای سنتی، آراء متفاوتی در خصوص جهاد ابتدایی بهچشم میخورد. در میان فقهای اهل سنت، امام شافعی معتقد است آیاتی همچون «وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُم: و هر کجا بر ایشان دست یافتید، آنان را بکشید» (بقره: 191)، ناسخ دیگر آیات جهاد است. به ابنتیمیه هم نسبت دادهاند که گفته است: «همۀ جهاد پیامبر9دفاعی بوده است و ما در اسلام جهاد ابتدایی نداریم»[1] (رکابی، 1418ق، ص209؛ ابنتیمیه، 1425ق، ص125). به اعتقاد وی، تمام کتابهای سیره، حدیث، تفسیر و فقه این مطلب را تأیید میکند که پیامبر (ص) هیچگاه مبادرت به جنگ ابتدایی نمیکرد. محمد رشیدرضا نیز در تفسیر المنار، جهاد ابتدایی در اسلام را منکر شده و همۀ جهادهای پیامبر9 را دفاعی دانسته است. به عقیدۀ وی، باید در این موضوع، آیات مطلق را بر آیات مقیّد (دفاعی) حمل کرد (رشیدرضا، 1421ق، ص215).
اما در میان فقها و اندیشمندان شیعی، بهطور کلی نظریات مختلفی دربارۀ جهاد ابتدایی وجود دارد که در ادامه به آن اشاره میکنیم:
در خصوص وجوه تمایز بین جهاد ابتدایی و دفاعی باید اذعان کرد که نوع نگاه به شرایط و خصوصیات این دو جهاد، مبیّن مهمترین عواملی است که تفاوت بین این دو را بیان میکند. میتوان بهصورت طبقهبندیشده مهمترین تفاوتهای این دو مدل از جهاد را تحت شرایط جواز، خصوصیات جهاد و شرایط شرکتکنندگان جهاد بررسی کرد که ذیلاً توضیح داده خواهد شد.
3-1. تفاوت در شرایط جواز
یکی از مهمترین تفاوتها بین جهاد ابتدایی و جهاد دفاعی، تفاوت در شرایط جواز است؛ یعنی شرایطی که با تحقق آنها جهاد ابتدایی واجب میشود و به تعبیر دیگر، اگر این شرایط وجود نداشته باشد، جهاد ابتدایی مشروع نیست. در نظر فقهای شیعه، مشروعیت جهاد ابتدایی تنها با وجود و اذن امام عادل مبسوطالید[4] محقق میشود (نجفی، 1430ق، ج11، ص21). همچنین محقق حلی مینویسد: «نباید شروع به جنگ کرد، مگر بعد از آنکه ایشان [(غیرمسلمانان)] را به اسلام فراخواند و باید دعوتکننده امام باشد یا کسی که امام او را منصوب کند و وجوب این دعوت به حق، درمورد کسانی که پیش از آن اسلام و محاسن آن را شناخته باشند، ساقط میشود» و نیز اینکه «نباید جنگ را آغاز کرد، مگر بعد از اتمام حجت و زمانی که آنان جنگ را آغاز کنند» (حلبی، 1403ق، ص246).
فقیهان اهل سنت نیز اذن امام را شرط جواز میدانند، اما برخی از آنها نیز بدون قید «اذن امام»، عدالت را شرط وجوب جهاد ابتدایی میدانند؛ چنانکه ابنقدامه ضمن منوط دانستن تصمیمگیری در امور جهاد با نظر امام، میگوید: «اگر امام نبود، جهاد با دشمن به تأخیر نمیافتد؛ زیرا در تأخیر، مصلحت جهاد از بین میرود» (ابنقدامه، 1417، ج10، ص389).
در خصوص شرط اجازۀ امام عادل درمورد جهاد ابتدایی، برخی از فقهای شیعه همچون شیخ طوسی، تنها امام معصوم را عادل میدانند (طوسی، 1400ق، ج1، ص292) و برخی دیگر، ازجمله صاحب جواهر (نجفی،1430ق، ج11، ص14) و امام خمینی6، امام معصوم را دقیقترین و کاملترین مصداق عینی امام عادل دانسته و معتقدند که فقیه دارای همۀ وظایف سیاسی و حکومتی به جز جهاد ابتدایی است (موسوی خمینی، 1368، ج1، ص459).
3-2. تفاوت در ویژگیهای جهاد
در جهاد ابتدایی دو ویژگی مهم و اساسی وجود دارد که رعایت آنها واجب است و تخلف از آن جایز نیست. نخستین ویژگی عبارت است از دعوت کفار، خواه مشرکان و خواه اهل کتاب، به اسلام[5] و ویژگی دیگر خودداری از جنگ در ماههای حرام[6] و محدودۀ حرام است؛[7] حال آنکه در جهاد دفاعی هیچیک از این شرطها وجود ندارد.[8]
3-3. تفاوت در شرایط رزمندگان
در جهاد ابتدایی کسانی میتوانند بهعنوان رزمنده و مجاهد شناخته شوند که دارای شرایط و خصوصیاتی به شرح زیر باشند:
عقل و درنتیجه واجب نبودن جهاد بر مجنون واجب، بلوغ و درنتیجه واجب نبودن جهاد بر نابالغ، مرد بودن، حریّت یا آزادی، توانایی و سلامت جسمانی، توانایی و استطاعت مالی در حدّ تهیۀ مرکب و سلاح و تأمین نفقۀ خانواده خود، آشنایی با فنون نظامی، اذن والدین.
در جهاد دفاعی، از مجموعۀ شرایط مذکور، به غیر از عقل و بلوغ که در دفاع نیز شرط وجوب است، بقیۀ شرایط جزء شرط رزمنده محسوب نمیشود و دفاع بر همگان، اعم از مردان و زنان، بندگان و احرار، افراد سالم و بیمار، فقیران و ثروتمندان، مأذونان پدر و مادر و غیرمأذونان، واجب است.
جهاد دارای اهداف مشروعی به شرح زیر است:
4-1. دفاع مشروع در مقابل دشمنان متجاوز
قرآن دفاع را حق مشروع در برابر ظلم و تجاوز و تبهکاری معرفی میکند و جنگ را یک وسیلۀ دفاع مجاز میداند؛ چنانکه در آیات 39 و 40 سورۀ حج میفرماید:
«أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ * الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ»: به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت [جهاد] داده شده است؛ چراکه مورد ظلم قرار گرفتهاند و البته خدا بر پیروزی آنان سخت تواناست. آنان کسانی هستند که بهناحق از خانههایشان بیرون رانده شدند. [آنها گناهی نداشتند] جز اینکه میگفتند: پروردگار ما خداست. اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمیکرد، صومعهها و کلیساها و کنیسهها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مىشود، سخت ویران مىشد و قطعاً خدا به کسى که [دین] او را یارى مىکند، یارى مىدهد؛ چراکه خدا سخت نیرومند و شکستناپذیر است.
نکتۀ قابل توجه و مهم دربارۀ ماهیت بشردوستانۀ اهداف جهاد این است که قرآن با وجود توصیه به استفاده از حق مشروع دفاع در برابر تجاوز دشمن و تأکید بر آن که به زبان حقوقی از آن به «دفاع مشروع» تعبیر میشود، از زیادهروی، تجاوز و خشونتهای بیدلیل منع میکند؛ چنانکه در آیۀ 190 بقره میفرماید:
«وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ»: در راه خدا با کسانى که با شما مى جنگند بجنگید، ولى از اندازه درنگذرید؛ زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمىدارد (جعفری، 1390، صص35-36).
4-2. واکنش سریع نظامی در مقابل اهداف تعدیگرایانۀ دشمن
دومین هدف جهاد عبارت است از واکنش سریع نظامی در برابر اهداف تجاوزکارانۀ دشمنی که درصدد نقض پیمان و زیرپاگذاردن تعهدات خود است. در تعبیر قرآنی از این واکنش به «انباذ»[9] یاد شده است (عمید زنجانی،1383، ج5، ص214). مطابق آیۀ 58 سورۀ انفال:
«وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیَانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْخَائِنِینَ»: اگر از گروهی بیم خیانت داری، [پیمانشان را] به سویشان بینداز [تا طرفین] به طور یکسان [بدانند که پیمان گسسته است]؛ زیرا خداوند خائنان را دوست نمیدارد.
صاحب المیزان در تفسیر آیۀ مذکور آورده است: با توجه به واژۀ «خیانت» که به معنای نقض عهد و پیمان (معاهده) است و «خوف» که به معنای علامتهایی است از اینکه امری خطرناک و لازمالاحتراز در شرف وقوع است، دستور الهی این است که با کسانی که نقض عهد میکنند یا بیم آن میرود در عهد خود خیانت کنند و آن را بشکنند و خوف و ترس نیز به جهت آن است که آثار آن در حال ظهور است [بر دولت اسلامی است] ضمن اعلام قبلی مبنی بر نقض پیمانشان، بهسرعت واکنش نشان دهد[10] و با آنان مقابله نماید (طباطبایی، 1363: 52)
سومین هدف جهاد در مفهوم قرآنی، «فی سبیل اللّه» بودن است. این عبارت یک اصطلاح ویژه در ادبیات و فرهنگ اسلامی است.[11] در تشریح بیشتر و بهتر عبارت مزبور میتوان گفت، از آنجایی که کمال حقیقی هر انسان از دیدگاه اسلام، صرفاً نزدیکتر شدن هرچه بیشتر به درگاه الهی است، اسلام صرفاً حرکاتی را صحیح و به صلاح انسان و جزء مصادیق حق میداند که بتواند وی را بیشتر به پروردگار نزدیک کند و هر امر و رفتاری که باعث دوری انسان از خداوند شود، باطل قلمداد میشود. به بیان دیگر، از منظر اسلام صرفاً حرکاتی که در مسیر خدای تعالی باشد، حق است و هر حرکتی که بر خلاف این مسیر باشد، باطل خواهد بود. بنابراین در پاسخ به این پرسش که چرا از عبارت «فی سبیل اللّه» برای کارهای مثبت و فعالیتهای حقانی و شایستۀ انسان ازجمله جهاد استفاده میشود، باید پاسخ داد، به این دلیل که انسان با انجام این امور در مسیری قرار میگیرد که به خدا نزدیک میشود و نهایتاً به وصال حق میرسد (مصباح یزدی، 1383، صص120-123). پس جهاد فی سبیل اللّه همان جنگ مشروع در اسلام است. در این دین مبین، جهاد در راستای اهدافی همچون قدرتطلبی، کشورگشایی و اهداف شخصی هیچ جایگاهی ندارد. جهاد در راه خدا صرفاً بهخاطر دین و اعتلای کلمۀ حق و در راستای دفاع از ارزشهای انسانی است. باید دانست که هدف اصلی جهاد جنگ و منازعه نیست، بلکه جهاد وسیلهای جهت انتشار دعوت اسلامی و شناساندن آن و نیز پشتیبانی از مسلمانان و نهایتاً نهادینه کردن یک رویکرد اسلامی قوی و منسجم است. لذا میتوان از موارد ذیل تحت عنوان جهاد فی سبیل اللّه نام برد:
4-3-1. ایجاد بستر تثبیت حاکمیت الهی و اقامۀ شعائر دینی
تأمل در فلسفۀ آفرینش یادآور این مهم است که بدون شک انسانها برای چه هدفی آفریده شدهاند و بههیچعنوان آفرینش انسان امری عبث و بدون هدف نیست. خداوند در آیۀ 115 سورۀ مؤمنون میفرماید:
«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ»: آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم و اینکه شما به سوی ما بازگردانیده نمیشوید.
در این راستا، خداوند برای هدفمندی آفرینش رسولانی را فرستاد تا راه تکامل و سعادت ابدی و موانع رشد را به انسانها نشان دهند.[12] درصورتی که افراد مستکبر و متجاوز با توسل به جنگ از رسیدن تعالیم حیاتبخش و تکاملآفرین خدادادی به مردم جلوگیری کنند، وظیفه چیست؟ آیا نباید در مقابل این اقدامات تجاوزگرایانه مقاومت کرد؟ اینجا بهخوبی لزوم جهاد و نقش آن بر هرکسی که طرفدار حق و ارزش آن است، روشن میشود. لذا جهد و تلاش جهت اعتلای دین اسلام از توصیههای مؤکد پروردگار خطاب به مسلمانان است که مقاومت و تثبیت و مداومت بر حق را مؤید آن دانسته که این دین مبین وابسته به جهاد است. آیۀ 8 سورۀ انفال نیز این مطلب را تأیید میکند:
«لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَیُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ»: تا حق را ثابت و باطل را نابود گرداند؛ هرچند بزهکاران خوش نداشته باشند.
نتیجه آنکه جهدی که برای اعتلای کلمۀ حق صورت گیرد، امری مقدس و فی سبیل اللّه است.
4-3-2. کوشش جهت نجات محرومان و مظلومان و مستضعفان
یکی دیگر از مهمترین اهداف جهاد، کوشش جهت نجات مستضعفان از دست زورگویان است. مثالهایی در این خصوص وجود دارد؛ ازجمله مبارزۀ موسی و هارون با فرعون که فرعون دست به استضعاف ملتش زده بود، آزاد کردن مردمی که از آزاد اندیشیدن و آزاد قضاوت کردن و انجام هرگونه انتخاب آزادانه محروم بودند و در اثر سیطرۀ زورگویان، مجموعهای از موانع و سختیها در راه فهم حقایق و حصول به حقیقت بر سر راهشان قرار گرفته بود و هموار کردن مسیر حقیقت و نفی تحمیلها و استضعافهای فکری و آماده کردن زمینۀ رشد آگاهیها و شکوفایی اندیشهها (عمید زنجانی،1383، ج5، ص261). آیۀ 75 سورۀ نساء در این رابطه میفرماید:
«وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا»: چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمیجنگید؟! همانانکه میگویند: پروردگارا، ما را از این شهری که مردمش ستمپیشهاند بیرون ببر و از جانب خود برای ما سرپرستی قرار ده و از نزد خویش برای ما یاوری تعیین فرما.
اصولاً مفاهیم اصطلاحی ریشه در معانی لغوی کلمات دارد؛ چراکه در استخدام واژگان برای معانی مصطلح، تناسب بین معنای لغوی با مفهوم اصطلاحی ضروری است؛ هرچند نسبت بین این دو ممکن است به نحو عام و خاص یا مطلق و مقید باشد. گاهی نیز در طول زمان بین مفاهیم اصطلاحی و معنای لغوی واژه فاصله میافتد، اما این اتفاق در خصوص مفهوم اصطلاحی و معنای لغوی «اسیر» در فقه و حقوق اسلامی رخ نداده است و شاید به همین جهت فقهای مسلمان کمتر در مقام تعریف این واژه برآمدهاند. «اسر» به معنای به چنگ درآوردن و به دست آوردن یا بند را محکم بستن و گرفتن است و «اسیر» به معنای مأسور، یعنی دربند و زندانیشده، جمع آن اَسری، اُساری و اُسَراء (ازهری، 1420ق، ص121) است. با این وجود برخی منابع اسلامی «اسیر» را اینگونه تعریف کردهاند:
«فأمّا الأسری فهمُ الرِّجالُ المُقاتِلونَ مِنَ الکُفّارِ إذا ظَفَرَ المُسلِموُنَ بِأسرِهِم»: اسیر به مردانی از سپاهیان کفار گفته میشود که در جنگ با مسلمانان توسط ایشان دستگیر و گرفتار شدهاند (زحیلی،1419ق، ص429).
به زنان و کودکانی هم که در اختیار سپاه اسلام قرار میگیرند، «سبی» (جمع آن «سبایا» گویند. عدهای از فقها نیز بهطور عام اسیر را بر مردان، زنان، سالخوردگان و کودکان کافر یا مسلمانی قابل اطلاق دانستهاند که در جنگ یا غیرجنگ توسط مسلمان یا غیرمسلمان گرفتار میشوند. اما به لحاظ حکمی، اگر زنان، سالخوردگان، کودکان و بهطور کلی همۀ اشخاصی که در عداد رزمندگان دشمن نیستند، در اختیار سپاهیان اسلام قرار گیرند، اسیر بهشمار نمیروند و مشمول احکام ویژۀ اسیران نخواهند بود (زحیلی، 1419ق، ص429؛ طباطبایی،1363، ج9، ص134). همچنین از نظر شیخ طوسی، اسیر کردن به معنای بستن جنگجوی دشمن با چیزی است که به سبب آن، در اختیار اسیرکنندهاش قرار میگیرد (طوسی،1400ق، ج5، ص156).
در خصوص نحوۀ رفتار با «سبایا» نیز شایان توجه است که دین اسلام، در راستای اصل تمایز و تفکیک، نهتنها به آزار و اذیت زنان رضایت نمیدهد، بلکه بر احسان و نیکی به آنها تأکیدات بسیاری میکند. سیرۀ حضرت رسول9 در جنگ خیبر مؤید این موضوع است. زمانی که محاصرۀ دژ معروف خیبر با غلبۀ سپاه اسلام خاتمه یافت، دو نفر از زنان یهودی توسط بلال اسیر شدند و او آنها را به مرکز فرماندهی منتقل میکرد. او در این اثنا ناچار شد آن دو را از میدان جنگ عبور دهد. هنگامی که چشمان زنان به اجساد خویشاوندان خود افتاد، بسیار نارحت شدند و یکی از آنها فریادی حزنانگیز برآورد. پیغمبر9 بلال را به دلیل این رفتار، سخت سرزنش کرد و به او فرمود: «مگر رحم از قلب تو رخت بر بسته است که این دو نفر را از کنار اجساد مردانشان عبور میدهی؟!» (مجلسی، 1404ق، ج5، ص21).
مسئلۀ حقوق اسیران جنگی در ادوار مختلف تاریخی و در میان ادیان و نظامهای حقوقی، از مهمترین موضوعاتی است که همواره در روابط بینالمللی در گذشته و حال مطرح بوده و از جهات مختلفی مورد دغدغۀ ملتها، دولتها و حقوقدانان بشردوست قرار دارد (پروین، زرشگی، 1400، ص2). قرآن کریم در آیات بسیاری به مسائل مربوط به جنگ و حقوق تصریح کرده است و در ادامه به بحث دربارۀ برخی از آنها میپردازیم؛ ازجمله حق ارشاد و هدایت اسیران جنگی، کیفیت و شرایط نگهداری از آنها، حقوق رفاهی اسرا، واکاوی حق یا تکلیف کار اسیران جنگی، حق رفتار انسانی با اسرا، حق اسیران جنگی برای آزادی انجام مناسک دینی، احترام به وحدت و حقوق خانوادگی آنان، حق اسیران جنگی برای خوراک و پوشاک مناسب، حقوق مالی آنان، حق اسکان مناسب اسرا و نهایتاً حق بهداشت و سلامت جسمانی اسیران جنگی.
6-1. حق ارشاد و هدایت اسیران جنگی
حق ارشاد و هدایت اسیران جنگی از جملۀ حقوق معنوی اسیر بهشمار میآید و بسیار مهم و سرنوشتساز است. این حق شامل دلجویی و ارشاد و هدایت اوست (منتظری، 1411ق، ج3، ص250) و به اصطلاح امروزین، عبارت است از کار فرهنگی و کمک به رشد فکری و ارتقای درک و دانش و پایداری اسیر است. این حق را از آیۀ 70 سورۀ انفال استنباط کردهاند:
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْرَىٰ إِنْ یَعْلَمِ اللَّهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْرًا یُؤْتِکُمْ خَیْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»: اى پیامبر، به کسانى که در دست شما اسیرند بگو: اگر خدا در دلهاى شما خیرى سراغ داشته باشد، بهتر از آنچه از شما گرفته شده است، به شما عطا مىکند و بر شما مىبخشاید. خدا آمرزندۀ مهربان است.
اگر به اسیر، با قرار گرفتن در موقعیتی که میتواند نسبت به رفتار خویش داوری صحیحتری داشته باشد، وعدۀ مغفرت از سوی پروردگاری مهربان دریافت کند و علاوهبر درگذشتن از خطایش، مشمول مهربانی خدا هم واقع شود، انگیزۀ قویتری برای اصلاح خود نسبت به مشارکت در جنگهای تجاوزکارانه خواهد یافت. این اقدام تلاشی است تا روح معنویت در اسیر دمیده شود (ایدرم، 1392، ص80).
6-2. شرایط نگهداری از اسیران جنگی
در خصوص نحوۀ نگهداری از اسیران جنگی میتوان به مصادیقی اشاره کرد. نگهداری اسیران توسط مسلمانان به این معنا بود که علاوهبر حکومت اسلامی، آنها نیز در خصوص سلامت اسیران ضامن هستند. ابنابیالحدید در شرح نهجالبلاغه مینویسد:
خالدبنهشام و امیةبنحذیفه دو تن از مشرکان مکه در خانۀ ام سلمه و سهیلبنعمرو در خانۀ سودة بنت زمعه که از همسران پیامبر9 بودند، نگهداری میشدند (زحیلی، 1419ق، صص409-410).
از رسول اکرم9 در رابطه با اسرای بنیقریظه نقل شده است که فرمود:
«لاتجمعوا علیهم حر هذا الیوم و حر السلاح قیلوهم حتی یبردوا»(حر عاملی، 1416ق، ج11، ص68): آنها را در گرمای امروز و آتش جنگ جمع نکنید؛ بلکه وسط روز و در حالی که هوا خنک شود، آنان را گرد آورید.
6-3. حقوق رفاهی اسیران جنگی
با مطالعۀ موضوعات مربوط به حقوق اسلام روشن میشود آنچه امروز بهعنوان دستاوردی برای بشر تحت عنوان حقوق بشردوستانه مطرح شده، بهصورت کامل مربوط به موضوعاتی است که دین اسلام به کرّات از گذشته بر آن تأکید کرده است. یکی از این موضوعات، توجه به رفاه اسیران است؛ درحالی که تا قرن نوزدهم میلادی هیچ توجهی به وضعیت رفاهی اسیران جنگی در اسناد حقوقی بینالمللی نشده بود. کد لیبر[13] (1863) که میتوان آنراجزء اولین گامهای جامعۀ بینالمللی در تلاش جهت تهیۀ مقررات مربوط به حمایت از اسرای جنگی دانست که در مادۀ 56 خود، رفتار غیرانسانی با اسیران جنگی را منع میکند؛ اما چهارده قرن پیش دین اسلام جهت زیست مناسب اسیران، بر این حق مسلم انسانی تأکید کرده و برای اسیر هم، مثل شخصی که امکانات لازم برای امرار معاش مناسب را ندارد، حقوق خاصی منظور نموده است. بهطور مثال در آیۀ 8 سورۀ انسان آمده است:
«وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا»: به خاطر دوستی او (خدا)، به فقیر و طفل یتیم و اسیر طعام میدهند.
همانطور که از ظاهر آیه پیداست، برای اسیر هم بهمثابۀ مسکین و یتیم، حق تأمین معاش در نظر گرفته شده است. این تأمین اجتماعی درمورد مستمندان و ایتام بر عهدۀ دولت اسلامی است و درصورت عدم انجام آن توسط دولت، بهعنوان واجب کفایی بر عهدۀ همۀ مسلمانان است (قرضاوی، 1430ق، ص839).
6-4. حق یا تکلیف اسیران جنگی برای کار کردن
از دوران باستان رسم بود که در مقابل آب و غذایی که در اختیار اسرای جنگی گذاشته میشد، بهسختی از آنان بیگاری میکشیدند و این بیگاری کشیدن گاه تا حد مرگ نیز پیش میرفت. در کشورهای مختلف برای اسرای جنگی اردوگاههایی وجود داشت که در آن، کارهای محوله توسط حکومت را انجام میدادند (رشیدی، 1389، ص56). اردوگاههای مزبور برای اسرای جنگی بیانگر انجام کارهای اجباری بود. این دیدگاه متضاد با دیدگاه اسلام و قرآن است. هرچند در قرآن برای نحوۀ اشتغال اسیران جنگی حکم صریحی نیامده است، درمجموع این حکم تابع مقررات عمومی کار در دین اسلام است؛ یعنی اسلام درمورد اشتغال، برای اسرای جنگی هم، حقی معادل و مساوی با یک شهروند عادی در نظر گرفته است. از منظر دین اسلام اسرای جنگی مختارند که درصورت تمایل خودشان به انجام کار، به آن اشتغال ورزند و حتی در قبال آن از حکومت اسلامی دستمزد دریافت کنند. آنچه روشن است اینکه از منظر اسلام تحمیل کار اجباری به اسیران جنگی و بیگاری کشیدن از آنها حتی با پرداخت حقوق و مزایا، مصداقی از احسان مورد تأکید قرآن و سنت نیست؛ چراکه از منظر عقلی و استدلال اصولی، یقیناً انجام کار تحمیلی و بیگاری کشیدن امری غیرمشروع و فاقد آثار حقوقی است (حمیداللّه، 1380، ص244). مطابق حقوق بشردوستانۀ اسلامی، نمیتوان از اسیر بیگاری کشید؛ زیرا این کار مخالف احسان و اکرام و رفتار منصفانهای است که اسلام به آن سفارش کرده است. بیگاری از مصادیق بارز بیاحترامی به شخصیت و کرامت انسانی و مخالف توصیۀ معصومینA (حبیب نژاد، 1392، ص548) است. اسرای جنگی از نظر حق دریافت مزد و نحوۀ اشتغالشان حکم خاصی ندارند و مشمول قواعد عمومی حقوق کار در اسلام هستند. بیگمان بیگاری کشیدن از اسرا و وادار کردن آنان به کارهای اجباری، حتی با پرداخت دستمزد نیز نمیتواند از جملۀ مصادیق احسانی باشد که در قرآن و سنت بر انجام آن در حق اسرا تأکید شده است.
6-5. حق اسیران جنگی برای برخورداری از رفتار انسانی
یکی از جلوههای روشن حقوق بشردوستانه در دین اسلام، چگونگی رفتار با اسرای جنگی و حقوقی است که آنها دارند. در اسلام شیوۀ رفتار با اسرای جنگی مطابق با همین قواعدی است که امروزه حقوق بینالملل بشردوستانه حکم میکند. رعایت حقوق اسرا و توجه ویژه به مسائل اخلاقی، از دیگر ویژگیهای مهم جهاد در اسلام است. در اسلام، بین مفاهیم متضادی مثل خشونت ناشی از جنگ و لطافت عواطف و احساسات انسانی، ملایمت اصول اخلاقی مهر و قهر، استواری و اغماض بهصورت دقیق انس برقرار شده و این باعث شگفتی است. این ویژگی در فضایی ظهور کرده است که ناپسندیدهترین امور و غیرانسانیترین خصایص در دوران نزول قرآن رایج بود و حتی بدیهیترین حقوق انسانها زیرپا گذاشته میشد. مبرهن است که پیشبینی اصل «رفتار انسانی و احسان به دشمن» دارای بار عاطفی و عقیدتی است؛ چراکه در اسلام، به موجب آیۀ 70 سورۀ اسرا، انسان موجودی باکرامت و دارای روح خدادادی و مسجود فرشتگان است. از این حیث، همۀ انسانها با وجود هرگونه فساد و آلودگی، توان رشد معنوی و نیل به جایگاه شایستۀ خود را دارند؛ لذا دشمن نیز از این قاعده مستثنی نیست و او هم میتواند از رأفت اسلامی برخوردار گردد (عمید زنجانی، 1383، ج6، ص47).
درحالیکه پیش از اسلام و در میان سایر ملتها و نیز اعراب جاهلی، اسیر همانند یک شیء تلقی میشد، دین اسلام بر رفتار انسانی توأم با احترام نسبت به اسرا تأکیدات بسیاری دارد. میتوان مبحث مزبور را زیرمجموعهای از سلسله مباحث کرامات ذاتی بشر دانست. کرامت انسانی مفهومی است که در آیۀ 70 سورۀ اسرا در قرآن کریم بیان شده است: «وَلَقَد کَرَمنا بَنی آدَم». همچنین مطابق آیۀ 34 سورۀ بقره انسان موجودی است که ملائکه برایش سجده کردند: «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ». در آیۀ 72 سورۀ احزاب نیز از انسان بهعنوان امانتدارِ امانت الهی یاد شده است: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ». نهایتاً به موجب آیۀ 14 سورۀ مؤمنون، آفرینش انسان منجر به تبریک خداوند به خودش میشود: «فَتَبارَکَ اللهُ اَحسَنُ الخالِقین». لذا اصل و قاعده آن است که تا مجوز شرعی و قانونی وجود نداشته باشد، بههیچعنوان نباید کرامت و حیثیت انسانها خدشهدار شود. این قاعدۀ کلی میتواند به اسرای جنگی نیز تعمیم یابد؛ چراکه آنها انسان هستند و تا زمانی که هریک خود موجبات شکسته شدن حریمش را فراهم نیاورد، باید به کرامت ذاتی و حیثیت انسانیاش احترام گذاشت و در دوران اسارت او را در نهایت تکریم و احترام نگهداری کرد.
نمونهای از رعایت این حق، حضرت علیA و تأکیدات ایشان به نظامیان جبهۀ اسلام است. حضرت قبل از اعزام به جنگ و خطاب به لشکریان خود، دستور آزاد کردن فراریان از جنگ، خودداری از حمله به مجروحان، مثله نکردن مقتولان، وارد نشدن به حریم خصوصی، برنداشتن اموال داخل خانههای دشمن و برهنه نساختن آنها صادر فرمود (کلینی، 1407ق، ج5، صص37-38). ایشان خطاب به فرزند ارشد خود امام حسن A فرمود:
«اِرفَق یا وَلَدِی بِاَسیرِکَ وَارحَمهُ وَأحسِن اِلَیهِ وَأشفِق عَلَیهِ. ألا تَرَی إلا عَینَیهِ قَد طارَتَا فِی اُمّ رَأسِهِ وَقَلبُهُ یَرجُفُ خَوفَاً وَرُعباً وَفَزَعَاً؟!»: فرزندم، با اسیرت مدارا کن و به او مهربانی و نیکی و دلسوزی نما. آیا به چشمانش نمینگری که داخل کاسۀ سرش رفته و قلبش از ترس و وحشت و هراس میلرزد؟!
امام حسنA عرضه داشت: پدرجان، این ملعون فاجر شما را کشته و ما را داغدار کرده است. باز شما هم به ما دستور میدهی با او به مدارا رفتار کنیم؟! حضرت در پاسخ فرمود:
«نَعَم یا بُنَیَّ، نَحنُ أهظُ بیتٍ لا نَزدادُ عَلَی المُذنِب إلَینا إلا کَرَماً وعَفواً، والرّحمَهُ والشّفَقَة مِن شِیمَتِنا لا مِن شِیمَتِهِ. بِحقّی عَلَیکَ فَأطعِمهُ یا بُنَیَ مِمّا تَأکُلُهُ واسقِهِ مِمَا تَشرَبُ وَلا تُقَیِّد لَهُ قَدَماً ولا تَغُلَ لَهُ یَداً.»: آری ای فرزندم. ما خاندانی هستیم که حتی بر کسی که در حق ما جرمی مرتکب شده است، جز بزرگواری و بخشش چیزی نمیافزاییم. مهربانی و دلسوزی از خلقوخوی ماست، نه از خلقوخوی او. ای فرزندم، تو را به حقی که بر تو دارم سوگند، از آنچه خود میخوری به او بخوران و از آنچه خود مینوشی به او بنوشان. نه بر پاهایش بند بنه و نه بر دستانش دستبند بگذار.
سپس حضرت از هوش رفت. هنگامی که به هوش آمد، امام حسن A ظرف شیری نزدیک دهان حضرت آورد تا بنوشد. امیرالمؤمنین A قدری از آن نوشید آنگاه ظرف را از دهانش کنار زد و فرمود: «اِحمِلوُهُ اِلی أسیرِکُم»: آن را نزد اسیرتان ببرید (مجلسی، 1404ق، ج42، صص287-288).[14]
در نصوص فقهی با ذکر روایتی از امام علی A آمده است: واجب است به اسیر غذا و آب داده شود؛ اگرچه قرار بر این باشد که بعد از لحظهای او را به قتل برسانند (حر عاملی، 1416ق، ج43، ص32). بنابراین آزادی انسانی و ذات او از منظر قرآنی و اسلامی جایگاه ارزشمندی دارد. اگرچه قرار بر ساعتی زنده ماندن یک اسیر باشد، باید در این فرصت بهعنوان یک انسان از او نگهداری کرد؛ تا چه رسد به این که چند ماه یا چند سال در اسارت به سر ببرد که در این صورت الزاماً باید در این مدت برای او امکانات لازم را تهیه کنند. غذا و مسکن و بهداشت مناسب و ارتباط لازم اسیر با بستگانش در این مدت که سلامتی وی نیازمند به آنهاست، از جملۀ اولین اقدامات لازم در این مدت بهشمار میرود (حجازی، 1394، ص153).
6-6. حق اسیران جنگی برای آزادی در انجام مناسک دینی
اسرای جنگی همانند همۀ ابنای بشر از حق حفظ دین برخوردارند و نمیتوان و نباید آنها را به تغییر دین خود وادار کرد. با وجود اینکه حق دعوت آنها به اسلام وجود دارد، نمیتوان در این زمینه هیچ تحمیلی بر آنها وارد کرد. خداوند متعال در آیۀ 70 سورۀ انفال دراینباره میفرماید:
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْرَىإِنْ یَعْلَمِ اللَّهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْرًا یُؤْتِکُمْ خَیْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»: ای رسول، به اسیرانی که در دست شما مسلمیناند بگو که اگر خدا در دل شما خیر و هدایتی مشاهده کند (و ایمان آرید)، در مقابل آنچه از شما گرفته شده، بهتر از آن را اعطا میکند و از گناهان شما میگذرد که خدا آمرزنده و مهربان است.
این آیه اسیران را به پذیرش دین اسلام مجبور نکرده، بلکه آنان را صرفاً به دین اسلام دعوت نموده است. بر این اساس مشخص میشود که اسرا در حفظ دینشان مختارند. دین اسلام در خصوص آزادی اسرا در دین و اعمال جسمانی و فکریشان، هیچ سخنی را بهصراحت بیان نکرده است؛ اما با توجه به اطلاق آیات و روایات موجود و از باب آزادی انسانها در انتخاب دین و عقیده و تحصیل علم و اقدام به ورزش که از مصادیق اَعمال فکری و جسمانی است، میتوان به آزادی فکری و دینی و جسمی اسیر نیز پی برد. در دین اسلام، بشر در داشتن دین و عقیدۀ متفاوت آزاد است؛ آنچنانکه خداوند متعال در آیۀ 3 سورۀ انسان میفرماید:
«إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا»: ما بهحقیقت، راه (حق و باطل) را به او نمودیم؛ حال خواهد (هدایت پذیرد) شکر (این نعمت) گوید و خواهد (این نعمت را) کفران کند.
در حقوق اسلامی، حتی مواردی چون اعطای تسهیلات و امکانات لازم برای انجام مراسم و تشریفات مذهبی، درصورتی که جنبۀ تبلیغی نداشته باشد و تنها در میان اسیران همکیش انجام پذیرد، قابلقبول است؛ همچنانکه درمورد اهل ذمه، انجام مراسم مذهبی به رسمیت شناخته شده است. همچنین داشتن عقاید مخالف، تدیّن به ادیان دیگر غیر از اسلام و گرایشهای سیاسی انحرافی و نظایر آن هم که به فکر و عقیدۀ اسیر مربوط است، مانع از برخورداری او از حقوق شناختهشدهاش نخواهد بود (عمید زنجانی، 1383، ج6، ص206).
6-7. احترام به وحدت و حقوق خانوادگی
از جملۀ حقوق مهمی که در نظام اسلامی برای اسرا مقرر شده، حفظ وحدت خانوادگی آنهاست. همچنین علما اجماع دارند که جدا کردن کودک کمتر از هفتسال از مادرش جایز نیست (محقق داماد، 1383، ص151). در حقوق بشردوستانۀ اسلامی و با توسل به متونی که در آن ائمه معصومین (ع) بر احسان و نیکی با اسرا تأکید کردهاند، میتوان چنین برداشت کرد که ارتباط اسیر با خویشاوندان خود در قالبهایی چون مکاتبه و نامه، به شرطی که موجب افشای اسرار نشود، جایز است (حبیبنژاد، 1392، ص551). همچنین نقل شده است که پیامبر9 زنی را در میان اسیران گریان دید. سوال کرد: چرا گریه میکنی؟ گرسنه هستی؟ لباس نداری؟ عرض کرد: بین من و فرزندم (ضمیره) جدایی انداختهاند. رسول خدا9 فرمود: بین مادر و فرزند جدا نمیشود. سپس قاصد فرستاد و کسی را که ضمیره پیش او بود احضار و ضمیره را از او خریداری کرد (عسقلانی،1415ق، ج2، ص214). ابوایوب از رسول خدا (ص) نقل میکند که میفرمود:
مَن فَرَقَ بَینَ والِدَةٍ وَوَلَدِهَا فَرَقَ اللهُ بَینَهُ وَبَینَ اَحِبَّتِهِ یَومَ القِیامَة: هر کسی میان مادر و فرزندش جدایی اندازد، خداوند متعال در روز قیامت بین او و عزیزانش جدایی میاندازد (تقیزاده اکبری، 1386، ص258).
6-8. حق اسیران جنگی برای خوراک مناسب
در خصوص حق اسرای جنگی برای برخورداری از خوراک مناسب، میتوان یک مطالعۀ تطبیقی و موردی انجام داد. در این خصوص مطابق مادۀ 26 کنوانسیون سوم ژنو، سهمیۀ غذای روزانۀ اسرای جنگی باید از لحاظ کمّی و کیفی و تنوع، در شرایط مطلوبی باشد؛ به نحوی که اسرای جنگی در سلامت کامل نگه داشته شوند و از کاهش وزن آنان یا عوارض کمغذایی جلوگیری شود. این در حالی است که دین اسلام فراتر از رفع گرسنگی، بر ازخودگذشتگی و تقدم آب و غذای خودیها بر اسرای دشمن تأکید میکند. دین اسلام غذا دادن به اسرا را ستایش و اطعامکنندگان را تحسین میکند. همچنین با نگرش در شیوۀ ائمه، میتوان این امر را بهوفور مشاهده کرد. خداوند متعال در این باب میفرماید: «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا».[15] از جملۀ تأکیدات اسلام به مسلمانان این است که کشتن اسیر نباید با گرسنگی و تشنگی صورت گیرد. با تأکید پیامبر9 بر احسان به اسیران و اکرام آنها، گاهی مسلمانان غذای خویش را به اسیر میدادند و این همان ایثاری است که معصومان علیهمالسلام آن را بالاترین صفات انسانی و مرتبۀ ایمان و اوج نیکوکاری نامیدهاند. حتی پیامبر9 پس از پایان جنگ احزاب به مسلمانان فرمود: «به اسیران خود آب شیرین و گوارا بنوشانید و از غذای نیکو و لذیذ به آنان بخورانید» (مجلسی، 1404ق، ج20، ص238). همچنین فرمود: «کسی که برادرش زیردست اوست، باید از آنچه میخورد به او بخوراند و از آنچه میپوشد به او بپوشاند و نباید زیادتر از تواناییاش به او تکلیف کند». ابوالعاصبنربیع و ولیدبنمغیره از اسیران قریش که در بند مسلمانان بودند، دربارۀ رفتار مسلمانان با خود میگویند: «هرگاه غذا میخوردیم، نان را که بسیار کم بود، به ما میدادند و مسلمانان خود تنها خرما میخوردند. گاه در دست بعضی فقط یک قطعۀ کوچک نان بود، و همان را هم به ما میدادند». در صدر اسلام هنگامی که ثمامةبناثال نزد مسلمانان اسیر بود، از خانۀ پیامبر9 برایش غذا و شیر میبردند. در جایی دیگر آمده است که رسول خدا9 در جنگ بدر به اصحابش امر کرد که اسرا را گرامی بدارند. ایشان نیز اسرا را در هنگام غذا بر خود مقدم میداشتند(ابنکثیر، 1419ق، ج8، ص295).
حق پوشاک اسرای جنگی در دین اسلام مشمول حکم عمومی نیکی به اسرای جنگی است و بهکرّات مورد تأکید پیامبر اکرم9 و ائمۀ معصومینA قرار گرفته است. از جملۀ این مصادیق میتوان به جنگ بدر اشاره کرد که حضرت رسول9 برای اسیری که فاقد لباس بود، دستور به تهیۀ لباس داد. همچنین در روایت مقرر شد در روزی که اسیران جنگ بدر را خدمت پیامبر9 آوردند، عموی پیامبر9 عباس لباس نداشت. حضرت برای او لباسی فرستاد تا اینکه لباس عبداللّهبنابی را به او پوشانیدند (احمدی میانجی، 1422ق، ص218). ایشان همچنین ضمن هدیه کردن لباسی به سفانه دختر حاتم طایی بر وی منت گذاشت و او را آزاد کرد. در خصوص اسیران جنگی حنین نیز دستور داد برایشان لباس خریداری کنند. در این جنگ ایشان به بسربنسفیان خزاعی دستور داد به مکه برود و برای اسرای جنگی لباس مناسب و ارزشمند تهیه کند؛ به نحوی که هیچ اسیری بدون لباس نماند. بسر مطابق دستور پیامبر9 از مکه پوشاک خرید و همۀ اسرا را پوشانید (واقدی، 1414ق، ج3، ص943).
اساساً در دین اسلام ماهیت جنگ، تجاوزگرانه و سلطهطلبانه و مادیانگارانه نیست. طبق آیۀ 94 سورۀ نساء، کسب منافع مادی و به دست آوردن غنیمت نیز جزء اهداف جنگ در اسلام نیست. اما دو نوع مال در اختیار اسرای جنگی است: الف) اموال غیرجنگی شخصی، مثل لباس و ظروف غذا، ب) اموال قابل بهرهبرداری در جنگ، مثل اسب و تسلیحات، اعم از اینکه مال خود شخص باشد یا مال دولتی که اسیر، متبوع آن است. تردیدی نیست که نوع دوم از اموال غنیمت جنگی محسوب میشود و در اختیار پیشوای مسلمانان قرار میگیرد؛ اما با آنکه گرفتن نوع اول مانعی ندارد،[16] در تاریخ اسلام و سیرۀ پیامبر9 موردی مشاهده نمیشود که اموال شخص اسیر از او گرفته شده باشد و چهبسا آن حضرت چیزی هم به آنها بخشیده باشد. پس مناسب است که اموال شخصی اسرا از ایشان گرفته نشود (دریس،1395، صص60-61). همچنین اگر اسیر مسلمان شود، اموالش محفوظ میماند و بهعنوان غنیمت گرفته نمیشود؛ اما اگر قبل از اسارت یا بعد از آن، ولی پیش از تسلط کامل مسلمانان بر وی اسلام آورد، اموال منقولش مانند طلا، نقره و کالاهای او در امان میماند، ولی اموال غیرمنقول وی مانند اراضی، درختان و زمینها بهعنوان فیء به مسلمانان تعلق میگیرد. فردی که بعد از پیروزی و در زمان امان، اما پیش از صدور حکم امام، مسلمان شود، همین حکم را دارد و اگر بعد از صدور حکم اسلام آورد، فقط قتل از او ساقط میشود؛ در حالی که گرفتن اموالش ممنوع نیست و فقها اجماع دارند که اموال وی گرفته میشود (رونور، 1393، ص85).
6-11. حق اسکان مناسب اسیران جنگی
در قوانین اسلامی، دولتِ بازداشتکننده موظف به فراهم آوردن مکانی مناسب و راحت جهت نگهداری اسراست که بایستی تمام حقوق و نیازهای اولیۀ زندگی هر انسانی در آنجا لحاظ شده باشد. از لوازم اسکان مناسب اسرای جنگی میتوان به دور بودن از مناطق جنگی، ایجاد امنیت برای آنان در مقابل آتش جنگ، رعایت موازین بهداشتی در اردوگاهها، ایجاد استراحتگاه مناسب و وجود دمای مطبوع در بازداشتگاهها اشاره کرد. مسلمانان صدر اسلام مکانی برای حبس کردن اسیران نداشتند؛ درنتیجه آنها را بهصورت موقت و تا مشخص شدن احکام قضاییشان، در مسجد اسکان میدادند یا اینکه بسته به اعتبارشان در منزل مسلمانان سکونت مییافتند. حتی از رسول اکرم9 نقل شده است که گاهی اسیران را در منزل خود مستقر میکردند. چنین مسئلهای به وضوح بیانگر آن است که اسیران از نظر محل سکونت با مسلمانان برابری میکردند (زحیلی،1419ق، ص409).
6-12. حق بهداشت و سلامت جسمانی اسیران جنگی
دین اسلام بر حفظ سلامتی انسانها بهصورت مطلق و رعایت بهداشت جسمانی و محیط زندگی بسیار تأکید میکند. خداوند متعال در آیاتی از قرآن کریم نیز بر این مطلب اصرار فرموده و بهداشت و نظافت را یک ارزش دینی برشمرده و به پاکیزگی محل اسکان انسان سفارش داشته است. باید توجه داشت که مواد قانونی مقرر در کنوانسیونهای ژنو بهصورت جزئی به بیان موضوع پرداخته؛ در حالی که در احکام اسلامی موضوع حق بهداشت بهصورت کلی و مطلق بیان شده است و جزئیات را از اطلاق آن میتوان کشف کرد. لذا زمانی که اسلام بر بهداشت و نظافت بهصورت کلی تأکید میکند، میتوان آن را در خصوص اسیران جنگی نیز صادق دانست. به مقتضای عموم و شمول ادلۀ احسان به دشمن، نهتنها اسیران مجروح باید مداوا شوند، بلکه مداوای مجروح نسبت به تغذیه و امور رفاهی او اولویت بیشتری دارد. هنگامی که بر آب و غذا دادن و پذیرایی کردن از اسیر تأکید شده، بی شک مداوای او از نظر شریعت اسلام مؤکدتر خواهد بود (عمید زنجانی، 1391، ص136). در دین اسلام علاوهبر دستورات عمومی در زمینۀ مسائل بهداشتی و درمانی، اصولاً درمورد بیماران و مجروحان جبهۀ نبرد، عنایات خاصی در متون فقهی و روایی نیز دیده میشود. برای نشان دادن اهمیت موضوع بهداشت در اسلام کافی است به واقعۀ مربوط به صلاحالدین ایوبی و ریچارد شیردل در زمان بیماری ریچارد اشاره کنیم. صلاحالدین ایوبی بهصورت ناشناس وارد چادر ریچارد شد و گرچه وی «سرسختترین دشمن صلاحالدین بود، اما وی در حدی به مراقبت و درمان ریچارد پرداخت تا بهبود پیدا کند». این واقعه نشان میدهد مسلمانان نهتنها از بیماران و مجروحان اسیر مراقبت و پرستاری میکنند، بلکه وسعت این عمل انساندوستانه حتی گاهی تا سراپردۀ دشمن هم گسترش مییابد (محقق داماد، 1383، ص105).
یکی از پیامدهای قطعی جنگ، به اسارت گرفتن رزمندگانی است که به دلایلی دست از جنگ برداشته و مجبور به تسلیم شدهاند. بنا بر احساسات بشردوستانه، اسرا در دین اسلام تا حد امکان نباید به قتل برسند؛ بلکه باید به نقطۀ امنی خارج از میدان نبرد منتقل شوند؛ چراکه از یک طرف، با خروج نیروها از میدان جنگ توان دشمن کاهش پیدا میکند و از طرف دیگر میتوان از آنها بهعنوان اهرمی جهت فشار روانی بر دشمن، جهت پیشگیری از ادامۀ نزاع یا اخذ امتیاز در هنگام صلح یا مبادلۀ اسرا استفاده کرد. علاوه بر این، قتل اسیر نیاز به مجوز دارد و هیچ دلیلی مبنی بر قتل اسیری که تسلیم شده است، وجود ندارد. در دین اسلام احکام وسیعی درمورد اسرای جنگی وجود دارد و قرآن کریم در چهار آیه مشخصاً به این مورد اشاره کرده است. در ذیل دربارۀ این آیات بحث میکنیم.
الف) «فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً»: پس چون با کسانى که کفر ورزیدهاند برخورد کنید، گردنها[یشان] را بزنید؛ تا چون آنان را [در کشتار] از پاى درآوردید، پس [اسیران را] استوار در بند کشید؛ سپس یا [بر آنان] منّت نهید [و آزادشان کنید] و یا فدیه [و عوض از ایشان بگیرید].
این آیه مؤید یک دستور جنگی مهم است و به رزمندگان اسلام توصیه میکند که قبل از در هم شکستن مقاومت دشمن، گرفتن اسیر جایز نیست؛ چراکه این امر موجب تزلزل موقعیت مسلمانان در جنگ میشود و رزمندگان را از اهداف اصلی خود بازمیدارد؛ همچنانکه در جنگ اُحد این اتفاق رخ داد. بنابراین گرفتن اسیر باید بعد از چیرگی کامل بر دشمن انجام شود و تعبیر «فَشُدُّوا الْوَثَاقَ» نیز در خصوص احتیاطات لازم در این زمینه است. در آیۀ مذکور حکم صریح اسرای جنگی بیان شده است؛ به این صورت که یا باید بر آنان منت گذاشت، یا در قبال غرامت آزاد شوند. پروردگار با این رویکرد، وظیفۀ مسلمانان را در رفتار با اسرا به بهترین شکل ممکن ترسیم کرده است. نکتۀ حائز اهمیت این است که در آیۀ مزبور به قتل اسرا یا حتی بردگی آنان که رسمی متداول در آن زمان بود، کوچکترین اشارهای نشده است.
ب) نکاتی از آیۀ 67 سورۀ انفال:«مَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا وَاللَّهُ یُرِیدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ: هیچ پیامبرى را سزاوار نیست که [براى اخذ سربها از دشمنان] اسیرانى بگیرد؛ تا در زمین به طور کامل از آنان کشتار کند. شما متاع دنیا را مىخواهید و خدا آخرت را مىخواهد. خدا شکستناپذیر حکیم است» مستفاد میشود که عبارت است از: 1. به اسارت گرفتن در دوران پیامبران قبلی نیز رایج بوده است، 2 اسیر کردن به جهت اهداف مادی چون فدیه، امر ناپسندی است، 3. اقدام به اسیر کردن، باید بعد از غلبۀ کامل بر دشمن باشد (سلیمی، 1392، ص651).
ج) آیۀ 70 سورۀ انفال:«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْرَى إِنْ یَعْلَمِ اللَّهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْرًا یُؤْتِکُمْ خَیْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ: اى پیامبر، به کسانى که در دست شما اسیرند بگو: اگر خدا در دلهاى شما خیرى سراغ داشته باشد، بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما عطا مىکند و بر شما مىبخشاید. خدا آمرزندۀ مهربان است». همانطور که مشخص است لحن آیه، با لطف و مرحمت فراوان همراه است و به اسیران تسلی خاطر میدهد که خود نشانهای از توجه به موقعیت آنها و اهتمام جهت رفع دردها و نگرانیهایشان است. آیۀ اخیر سنت اسلام در رفتار با اسرای جنگی را عادلانه و انسانی معرفی میکند؛ بدون توجه به اینکه سرنوشت نهایی آنها چگونه رقم خواهد خورد (ابراهیمی، 1392، ص515).
د) «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا: به [پاس] دوستى [خدا]، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک مىدادند. [ میگویند:] ما براى خشنودى خداست که به شما مىخورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمىخواهیم». این آیه در شأن امام علیA و همسرش فاطمه زهراM نازل شده است. آنان نذر کرده بودند برای شفای فرزندان خود، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام روزه بگیرند؛ اما غذای اندکی را که برای افطار خویش تدارک دیده بودند، در سه شب متوالی به یتیم و اسیر و مسکین انفاق کردند و خود با آب افطار نمودند و مشمول لطف الهی قرار گرفتند (امینی، 1361ق، ج3، صص107-111). این آیه میتواند بهترین سند موثق و معتبر اسلام برای سفارش به رفتار انسانی با اسیران باشد.
نتیجهگیری
با ملاحظۀ نحوۀ نظریهپردازی و رفتار با اسیران جنگی در ادوار مختلف روشن شد که دین اسلام برای حقوق مادی و معنوی اسیران جنگی در آیات قرآن، روایات و سیرۀ معصومانA مستندات متقنی ارائه کرده است که بهواقع میتوان آنها را در ردیف مصادیق حقوق بینالملل بشردوستانۀ معاصر تلقی کرد. از جملۀ این اصول عبارت است از: اصل احسان به اسیران، تهیۀ لباس مناسب برای آنان، نهی از بیگاری کشیدن از اسیران، آزادی اسیر عاجز، مداوای اسیر و نهی از کشتن اسیر. با تدقیق در پژوهش حاضر این نتیجه حاصل میشود که احترام و تضمین حقوق اسیران جنگی در اسلام یک اصل مسجل به شمار میرود. میتوان مشخصاً از موارد ذیل بهعنوان نتایج تحقیق حاضر نام برد:
2.«انّ جمیع حروب النبی9کانت محض دفاع، حیث قال: انه لم یکن حرب من حروبه ابتدائیاً لمحض دعوت الی الاسلام ... .»
«إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَکُمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»: در حقیقت شماره ماهها نزد خدا از روزی که آسمانها و زمین را آفریده در کتاب[علم] خداوند دوازده ماه است. از این[دوازده ماه] چهار ماه[ماه] حرام است. این است آیین استوار پس در این [چهار ماه] برخود ستم مکنید و همگی با مشرکان بجنگید چنانکه آنان همگی با شما میجنگند و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است.
این چهار ماه عبارتند از: رجب، محرم، ذی قعده و ذی حجه. حکم حرمت این چهارماه از احکام امضایی است، زیرا مشرکان عرب پیش از اسلام، جنگ در این چهار ماه را حرام میدانستند و اسلام نیز آن را تأیید نموده است.
[13] .Lieber code
میزند پس لب او کاسـۀ شـــیر میکـند چشـم اشارت به اســیر
چه اسیری که همان قاتل اوست تو خدایی مگر ای دشمن دوست
[16] . به دلیل این حدیث: «إنّ دارَ الشّرکِ یحِلّ ما فیها»: آنچه (از اموال) در کشور مشرکان وجود دارد، حلال است.